خرید بک لینک

درباره سایت

تمنا

امکانات وب

دÙx86Ùx8aاÙx8a Ùx83د Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯ پسر جÙx87Ùx86Ùx85Ùx8a


Ùx83د اÙx8aÙx86 Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯


-->-->-->
-->-->-->Ùx85Ùx86بع : خدÙx85ات Ùx88بÙx84اگ Ùx86Ùx88Ûx8cساÙx86 جÙx88اÙx86          www.bahar22.com رÙx81تÙx86 بÙx87 باÙx84اÛx8c صÙx81ØxadÙx87

اÙx84Ùx84Ùx91Ùx87Ùx8fÙx85Ùx91Ùx8e Ùx83Ùx8fÙx86Ùx92 Ùx84Ùx90Ùx88Ùx8eÙx84Ùx90Ùx8aÙx91Ùx90Ùx83Ùx8e اÙx84Ùx92ØxadÙx8fجÙx91Ùx8eØ©Ùx90 بÙx92Ùx86Ùx90 اÙx84Ùx92ØxadÙx8eسÙx8eÙx86Ùx90 صÙx8eÙx84Ùx8eÙx88اتÙx8fÙx83Ùx8e عÙx8eÙx84Ùx8eÙx8aÙx92Ùx87Ùx90 Ùx88Ùx8eعÙx8eÙx84Ùx89 آبائÙx90Ùx87Ùx90 Ùx81Ùx8a Ùx87ذÙx90Ùx87Ùx90 اÙx84سÙx91اعÙx8eØ©Ùx90 Ùx88Ùx8eÙx81Ùx8a Ùx83Ùx8fÙx84Ùx91Ùx90 ساعÙx8eØ©Ùx8d Ùx88Ùx8eÙx84Ùx90Ùx8aÙx91اÙx8b Ùx88Ùx8eØxadاÙx81Ùx90ظاÙx8b Ùx88Ùx8eÙx82ائÙx90دا âx80x8fÙx88Ùx8eÙx86اصÙx90راÙx8b Ùx88Ùx8eدÙx8eÙx84Ùx8aÙx84اÙx8b Ùx88Ùx8eعÙx8eÙx8aÙx92Ùx86اÙx8b ØxadÙx8eتÙx91Ùx89 تÙx8fسÙx92Ùx83Ùx90Ùx86Ùx8eÙx87Ùx8f Ø£Ùx8eرÙx92ضÙx8eÙx83 Ùx8eØ·Ùx8eÙx88Ùx92عاÙx8b Ùx88Ùx8eتÙx8fÙx85Ùx8eتÙx91Ùx90عÙx8eÙx87Ùx8f Ùx81Ùx8aÙx87ا Ø·Ùx8eÙx88Ùx8aÙx84اÙx8b

-->-->-->

log-->-->-->-->
------------------------------- -------------------------------- -->-->--> ------------------------------

bahar22

Ùx83د پرÙx88از پرÙx86دگاÙx86

-------------------------------------------

Ùx83د بارش Ùx82Ùx84ب


---------------------
+++++++++++++++++
-->-->-->

تو که میدانی تمام وجودم هستی
این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی
نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین
اینها همه حرف دلم بود ، همین!

.
.
.

آغازی دوباره، قلبم دیگر تنها نیست ، با تو جان گرفته است دوباره
آغازی بی پایان ، مرا از غروب عشق نترسان
طلوع عشق ما ، غروبی نخواهد داشت ،
قلب من با تو ، هیچ غمی نخواهد داشت


 
 
.
.
.

تو همان نیمه گمشده ی منی که مدتها به انتظار آمدنش نشسته بودم
تو همان انتظاری، که در نهایت به آن رسیدم…
 .
.
.

نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم

.
.
.

گل من ، با آمدنت گلستان شد آن کویر تشنه ی قلب من
تو همان شعری ، شعری که با شنیدنش آرام میگیرد دل من

.
.
.

میخواهم تو را ، میخواهم تو را ، در همین لحظه ، همینجا
طاقت ندارم دیگر، حس کن احساس این دل تنها

.
.
.

میدانی چه احساسی دارم به تو
دستت را بر روی قلبت بگذار تا بگویم برای تو
قلبت به عشق چه کسی متیپد
قلبت به عشق کسی میپتپد که قلبش برای تو میتپد
دستم را بر روی قلبم گذاشتم و گرمای دستانت را احساس کردم

.
.
.

مثل او که در کنار ساحل دریا نشسته
به امواج دریا دل بسته
من هم نشسته ام در کنار ساحل قلب تو
و دل بستم به تو
دل بستم به امواج خروشان عشق تو

.
.
.

میخواهم تو را در این لحظه ،
از من نخواه که آرام بگیرم ،
به خدا خیلی وقت است دلم به هوای آمدنت نشسته

.
.
.

تو آنقدر مهربانی که مهربانتر از تو ندیده ام
طعم شیرین عشق را تنها با تو چشیده ام
از آن لحظه که تو آمدی تنها این را از قلبم شنیده ام
دوستت دارم

.
.
.

آهسته ، قلبم بدجور شکسته
دوباره آمده ای که چه بگویی به این دل خسته
آمده ای دوباره بشکنی قلبم را ،
یا باز هم به بازی بگیری این دل تنهایم را

.
.
.

مثل شب، مثل شبهای پر ستاره ،
او که عاشق است پنجره را باز کرده و میبیند آسمان پر ستاره را
تویی ستاره ی درخشان من ،
آن عاشق منم ، نگاه کن مرا ای طلوع جاودانه ی من

.
.
.

نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی
من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم
و هر کسی مرا ببیند از  من بپرسد در جستجوی کیستی؟

.
.
.

تا چشمانم را بر روی میگذارم ،
فکر تو نمیگذارد که آرام بخوابم
تو چه کردی با من ، اینگونه نبودم هیچگاه
چه آوردی بر سر من،ای خدا آزاد کن مرا از این شکنجه گاه

.
.
.

تو نمیدانی شبی نیامده که با چشمهای خیس نخوابیده ام
یا نیامده شبی که برای رسیدن به تو با خدا راز و نیاز نکرده ام

.
.
.

بی خیال ، با تنهایی بیشتر رفیقم تا با تو
ای نارفیق هیچ خاطره ی خوشی ندارم از تو

.
.
.

ببین که قلبم از آن روز که تو آمدی ، چه حالی دارد ،
تو که در قلب منی ببین چه هوایی دارد ،
به چشمانم نگاه کن و ببین چه دنیایی دارد ،
بیا در آغوشم و حس کن که وجودم چه التهابی دارد
قلبم چه تپشی دارد ، وای که خودم نیز نمیدانم چه حالی دارم

برچسب: شاید بشی مال من تا همیشه,گفتی از یادم تو میری؟نه عزیزم مگه میشه بجا چشام قلبم پیش توست تا همیشه,فاصله بین من و تو تا کجا ادامه داره؟قسمت این بود که جدابمونیم ازهم تا همیشه,روزموعود مطمئن باش که زیاد دور نیست,من کنار تو تو مال من تا همیشه,نمی دونم که چرا و با کی هستی؟نمی خوامم که بدونم ,با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه,مگه تونخواستی عشق من و تو بمونه پا برجا تا همیشه,من که موندم ولی از تو خبری نیست,یه روزی یه وقت یه جایی چشمم میوفته تو چشات اما این همون خیاله که با منه تا همیشه,نمی خوام که نا امیدی بشینه رو قلب خستم,چه دیدی خدا رو شاید بشی مال من تا همیشه, , نویسنده: مهدی(ایمچه) تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 22:49

صفحه بندی